- نویسنده : مهدی محمدی
- 24 آبان 1404
- کد خبر 211222
- ایمیل
- پرینت
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبرقم (قمنا)، کتاب «سایههای غروب، ماهیت غرب در تفکر و تجربه رهبری آیتالله العظمی خامنهای» منتشر شد. تدوین و تالیف این مجموعه که بیش از دو سال طول کشید، توسط حبیب اله بابایی و با همکاری محسن فکری فلاح انجام یافت.
در پی ظاهر پیشرفته و فریبنده تمدن غرب، چه ماهیتی نهفته است؟ این کتاب کاوشی عمیق و ساختارمند در منظومه نظری و عملی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای برای پاسخ به این پرسش بنیادین است.
ایشان با عبور از تحلیلهای روزمره، به سراغ تضادهای وجودی میان جهان بینی توحیدی و جهان بینی مادی رفته و نشان می دهند که چرا مواجهه ما با غرب، یک تقابل تمدنی است.
این اثر ارائه یک چارجوب قرآنی منسجم برای غرب شناسی است که پدیده هایی چون استعمار فرانو، فقدان معنویت و بحران هویت را نه حوادثی سیاسی، بلکه تجلیات یک شیطان مدرن تحلیل میکند؛ همچنین نقشه راهی برای درک الزامات این مواجهه، از جهاد کبیر و برائت تا استغفار از غرب زدگی و خلق مفاهیم تمدنی نوین ارائه می دهد.
این کتاب به سفارش انتشارات انقلاب اسلامی از دو سال قبل آغاز شد و گام به گام در یک رفت و برگشت به آثار مکتوب و شفاهی رهبر معظم انقلاب پیش رفت تا اینکه در شکل فعلی تعین پیدا کرد. در فرایند شکلگیری این کتاب، محسن فکری فلاح، دانشجوی فاضل دکتری دانشگاه معارف اسلامی در تهیۀ فیشهای مطالعاتی از نوشتهها و فرمایشات مقام معظم رهبری و طبقهبندی آنها و نیز در طرح و بحث و گفتگو در این مضامین و محتوای این فیشها، بسیار منظم و مجدّانه ایفای نقش کردهاند.
این فیشها طی دهها جلسه با فکری فلاح مورد گفتوگو قرار گرفته و بعد از هر گفتوگو، جستجوهای جدید، تأملات جدید و پرسشها و گاه حدس و گمانههای تازهای مطرح شده و در این کتاب گنجانیده شده است.
امید است این کتاب که تحقیقی مقدماتی به حساب میآید زمینهای باشد برای تأملات و تحقیقات در خور در ابعاد اندیشه فرهنگی و تمدنی رهبر معظم انقلاب، و فراخوانی باشد برای نخبگان در حوزه و دانشگاه تا بلکه در این زمینه اندیشه کنند و ریشهها و لایههای عمیق فکری حضرت آیتالله خامنهای را مورد مطالعه و تحقیق قرار دهند.
در بخشی از مقدمه این اثر آمده است: آیتالله خامنهای غرب را بیش از آنی که خوانده باشد، آن را اندیشمندانه تجربه کرده است. هر تجربهای از غرب، شناختی تمدنی از غرب به دست نمیدهد، بلکه تجربۀ یک رهبر اندیشمند از غرب آن هم در سطح کلان جهانی میتواند نوعی از غربشناسی تمدنی، عینی، و البته واقعی را به دست بدهد. آن چه که از غربشناسی رهبر معظم انقلاب به دست میآید گونهای متفاوت از شناخت غرب، تحلیل غرب، و توصیه در مواجهه با غرب است.
در غربشناسی ایشان نمیتوان ادبیات نظری و انتزاعی صرف و ایدههای روشنفکرانه پیدا کرد. در سخن و تحلیل ایشان از غرب فراوان ادبیات واقعی، عینی و کاربردی وجود دارد که با عقل فطری می توان آن را فهم کرد و با فطرت انسانی هم میتوان آن گونه از غرب را نقد نمود. این از ویژگیهای غرب شناسی انتقادی رهبر انقلاب است.
ایشان از یک سو غرب را خوانده است، ولی مهمتر از آن غرب و واقعیت و بلکه ماهیت غرب را تجربه کرده است، که نمونه این تجربیات را هرگز نمیتوان در میان روشنفکران و دانشگاهیان سفرکرده به غرب مشاهده کرد، همان طور که سطح این تجربه (تجربه در سطح کلان رهبری و تمدنی) را هم هرگز نمی توان در میان اهل اندیشه صرف پیدا کرد.
در این بین نکتهای که غربشناسی آیتالله خامنهای را غربشناسی واقعی قرار میدهد این است که ایشان به جهت مسئولیتی که داشتهاند، هرگز نتوانستهاند به غرب شناسی تئوریک بسنده کنند، چرا که ایشان با این غربشناسی نه در پی کارنامه علمی برای خود، بلکه در پی حل مسئلههای اجتماعی و تمدنی ایران و جهان اسلام می رود، از این رو او اساسا نمی تواند نسبت به غرب شناسی خود احساس بی مسئولیتی بکند و از شناخت خود در عرصه زندگی مردم شانه خالی بکند.
https://qumna.ir/?p=211222
